من یک دانش آموز کلاس هفتمی هستم و ماموریت من ساخت این وبلاگ است که از جانب معلم محترمم خانم اونق به من داده شده است . امیدوارم از اطلاعاتی که در اختیارتون می ذارم راضی باشین .
چشمه ی معرفت
واژه نامه
کنجکاوی : جستجو و یافتن چیزی
خستگی ناپذیر : کسی که پیوسته و بدون خسته شدن کار می کند .
کشف : آشکار کردن چیزی ٬ پی بردن
هیجان : برانگیختگی و التهاب درونی
معرفت : شناخت
گوارا : خوشایند ٬ لذت بخش
فهم : فهمیدن و دریافتن چیزی
یقین : اطمینان کامل ٬ قطعی
عظمت : بزرگی ٬ شکوه
جلال :شکوه
جاذبه : جذب کننده ٬ به سوی خود کشنده
اعجاز : کاری شگفت و عجیب انجام دادن ٬ معجزه
مذاب : ذوب شده ٬ گداخته
سیراب : آن چه به حد کافی آب خورده باشد .
غرور : احساس سربلندی به سبب موفقیت (با غرور و مهربانی و خوشنودی)
دیرینه : قدیمی ٬ سال خورده ٬ کهن
آداب دان : آگاه به راه و رسم معاشرت زندگی
وداع : خداحافظی
معصوم : بی گناه و پاک
زمزمه : نغمه ٬ خواندن آرام و زیر لب
معنی بیت سعدی
برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
معنی : از نظر انسان خردمند ٬ برگ های درختان به هنگام بهار ٬ مانند ورقه های دفتری هستند که عظمت و بزرگی خداوند را به ما می شناسانند .
نکته ی آرایه ای : برگ درختان مانند دفتر است : تشبیه
معنی دو بیت از مواوی که در خود ارزیابی آمده است.
قالب شعر : مثنوی شاعر : مولوی از دفتر اول مثنوی
این درختانند هم چون خاکیان دست ها بر کرده اند از خاکدان
معنی : درختان مانند دیگر موجودات زمینی ٬ دستشان را برای راز و نیاز به سوی خداوند دراز کرده اند .
خاکدان : دنیای مادی ٬ زمین
با زبان سبز و با دست دراز از ضمیر خاک می گویند راز
معنی : با برگ های سبز و شاخه های بلند ٬ راز عظمت خداوند را از دل زمین ٬ آشکار می کنند .
نکته ی آرایه ای : هم چون خاکیان : تشبیه / دست به درخت نسبت داده شده است : تشخیص
ضمیر : باطن ٬ درون
پیام درس
در این درس به پدیده های طبیعت اشاره شده است که بیانگر قدرت و عظمت خداوند هستند . تمام این پدیده ها همانند انسان ها مشغول راز و نیاز با خداوند هستند و خدا را به بزرگی و یکتایی می ستایند .
برچسب: نویسنده: دنیا قانقرمه تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1392 ساعت: 17:50
حکایت
اندرز
نوع نثر : مسجع
برگرفته از : گلستان سعدی
واژه نامه
ایام : روزها
طفولیت : کودکی ٬ خردسالی
متعبد : شکرگزار ٬ عبادت کننده
شب خیز : آن که در شب برای عبادت ٬ بیدار می شود.
رحمة الله علیه : خداوند او را رحمت کند.
دیده : چشم
مصحف : کتاب ٬ کتاب آسمانی ٬ قرآن کریم
طایفه : گروه ٬ عده
دوگانه : نماز صبح
بگزارد : به جا آورد ٬ ادا کند.
گویی : انگار
به : بهتر
در پوستین خلق افتادن : کنایه از غیبت کردن
معنی نثر های دشوار
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد و شب خیز بودم . شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه ٬ نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته .
معنی : به یاد دارم که در دوران کودکی خدا را عبادت می کردم و به هنگام شب مشغول راز و نیاز با خدا می شدم . یک شب در حضور پدر - خداوند او را رحمت کند - تمام شب را بیدار بودم و قرآن کریم را در آغوش گرفته بودم و گروهی هم در اطراف ما خوابیده بودند .
نکته آرایه ای : متعبد ٬ شب خیز و مصحف : مراعات نظیر
پدر را گفتم : « از اینان یکی سر بر نمی دارد تا دوگانه ای بگزارد . چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته ان که مرده اند.» گفت : « جان پدر ! تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی .»
معنی : به پدر گفتم : « از این افراد حتی یک نفر هم بیدار نمی شود که نماز صبح بخواند . آن چنان در خواب بی خبری و غفلت فرو رفته اند که انگار نخوابیده اند ٬ بلکه مرده اند .» گفت : « ای فرزند عزیز ! تو هم اگر بخوابی بهتر است از این که درباره ی مردم غیبت کنی .»
نکته آرایه ای : سربرنمی دارد : کنایه از بیدار نمی شود. / در پوستین خلق افتادن : کنایه از غیبت کردن
برچسب: نویسنده: دنیا قانقرمه تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1392 ساعت: 16:37